
|
|
||
![]()
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
با تمـام مـداد رنگـی هـای دنـیا
بـه هـر زبـانی که بـدانی یـا نـدانی ! خـالی از هـرتشبیه و استعـاره و ایهـام … تنهـا یکــ جملـه برایـت خـواهـم نوشت : دوستت دارمــ خاص ترین مخـاطب خـاص دنیـا !
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
![]() اندرزهای شکسپیر برای لذت از زندگیمن همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟ برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم انتظارات همیشه صدمه زننده هستند ... زندگی کوتاه است ... پس به زندگی ات عشق بورز ... خوشحال باش و لبخند بزن فقط برای خودت زندگی کن و ... قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن قبل از تنفر ؛ عشق بورز زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
تو را تنها به کسی هدیه می دهم.... من تو را به کسی هدیه می دهم که از من عاشق تر باشد و از من برای تو مهربان تر. من تو را به کسی هدیه می دهم که صدای تو را از دور، در خشم، در مهربانی، در دلتنگی، در خستگی، در هزار همهمه ی دنیا، یکه و تنها بشناسد. من تو را به کسی هدیه می دهم که راز معصومیت گل مریم و تمام سخاوت های عاشقانه این دل معصوم دریایی را بداند؛ و ترنم دلپذیر هر آهنگ، هر نجوای کوچک، برایش یک خاطره باشد. او باید از نگاه سبز تو تشخیص بدهد که امروز هوای دلت آفتابی است؛ یا آن دلی که من برایش می میرم، سرد و بارانی است. ای.... ،ای بهانه ی زنده بودنم؛ من تو را به کسی هدیه می دهم که قلبش بعد از هزار بار دیدن تو، باز هم به دیوانگی و بی پروایی اولین نگاه من بتپد
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
رویاها تجدیدشدنی است; مهم نیست سن و شرایط ما چیست. هنوز توانایی های دست نخورده ای در درون ما وجود دارند و !زیبایی تازه ای در انتظار ظهوراست اگرچه رویاها از بین بروند, زندگی, پرنده ی بال و پرشكسته ای كه همان خودبرتر توست; تنها زمانی خود برتر خویش بودن است! خودبرترت ازتو می گریزد! جملات را باكلمات: دوستت دارم, میفهمم, آغاز می كند و با بخشش تعریف می شود! خود برترت باش و دوست جهان شو!
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
![]()
از کسانی که بلند پروازی های تو را تحقیر می کنند دوری کن .انسان های کوچک همیشه تو را تحقیر می کنند ولی آدم های واقعا بزرگ کاری می کنند که احساس کنی تو هم می توانی بزرگ باشی بدانید كه چه بخواهید و چه نخواهید، همواره در حال دگرگونی و بهتر شدن هستید و خواهید بود. هر کس که بداند چقدر می ارزد، به آنچه که می ارزد می رسد یک روز زندگی روشن است و روز دیگر تاریک .از روزهای روشن انقد نور بگیریم که در روزهای تاریک روشن باشیم. اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد باور محال بودنش را عوض کن . . هرچیز و هرکسی را که بخواهی می توانی بدست آوری . کافی است باور داشته باشی . . دنیا و هرانچه در آن است ازآن توست گاهی وقتاخدا درها رامی بنده و پنجره ها رو قفل می کنه. چه زیباست اگه فکر کنی شاید بیرون طوفان شده و اون می خواهد از تو محافظت کند نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز و دویدن که آموختی ، پرواز را راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند ![]()
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت
نوشته شده در تاريخ شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
![]() گاهی جریان زندگی، آنقدر سخت می شود که کار از توکل کردن به خدا وکمک خواستن از او میگذرد گاهی زمان، آنقدر سخت می گذرد، که نه دلداری کسی دردت را دوا می کند ,نه صبر.......... گاهی آنقدر تنها میشوی که حرف های دیگران برایت مبهم میشود....
گاهی فکر می کنی مخصوصا در بازی زمانه گرفتار شدی، طوری که دیگر راه گریزی نیست....... می دانم، آنقدر زندگی برایت سخت می شود که تنها، فکر نیستی,آرامت می کند........ ولی یک چیز را خوب می دانم، خداوند زمانی به فریادمان می رسد، که حتی در خیالمان هم تصور نمی کنیم، فقط باید بخواهیم... با تمام وجود
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
![]() آرام جانم : به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو ميخواهى، من خودم را از خودم ساختهام. منى که من از خود ساختهام، آمال من است. تويى که تو از من ميسازى ، آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند. لياقت انسانها کيفيت زندگى را تعيين ميکند، نه آرزوهايشان. و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو ميخواهى. و تو هم ميتوانى انتخاب کنى که مرا ميخواهى يا نه. ولى نميتوانى انتخاب کنى که از من چه ميخواهى. ميتوانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم. تو را ميتوانى از من متنفر باشى بىهيچ دليلى و من هم.از تو چرا که ما هر دو انسانيم. اين جهان مملو از انسانهاست پس اين جهان ميتواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد. تو نميتوانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي صادر کني و من هم.نمی توانم قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است. دوستانم مرا همين گونه پيدا ميکنند و ميستايند. حسودان از من متنفرند، ولى باز ميستايند. دشمنانم کمر به نابوديم بستهاند و همچنان ميستايندم. چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى. من قابل ستايشم و تو هم. يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد. به خاطر بياورى که اشخاصی را که هر روز ميبينى و با آنها مراوده داری همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان با نقابى متفاوت اما همگى جايزالخطا. نامت را انسانى باهوش بگذار ، اگر انسانها را از پشت نقابهاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اينها رموز بهتر زيستن هستند. (مهاتما گاندی)
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
عزیزجانم پسرم: کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را "خورخه لوئیس بورخس"
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
بودن تو،
![]() نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
کلبه ای میسازم
پشت تنهایی شب زیر این سقف کبود که به زیبایی پرواز کبوتر باشد چهارچوبش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش از آب پنجره ای از نور پرده اش از گل یاس عکس لبخند تو را میکوبم روی دیوار حیاط. تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه دلخوشی ام بودن توست و چراغ شب تنهاییم نور چشمان توست کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود عطر آ؛ن را با عشق توشه راه گل قاصدکی میکردم که به تنهایی تو سر بزند تو به من نزدیکی و خودت میدانی شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت گرمی دست تو را می طلبد
![]() نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
عاشق این عکسشم تازه یکهفته اس به دنیا اومده شیرین عسل
![]()
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
وای این دسته گلها راببینید کسرا من وپسردایش سیاوش نازنینم فداتشون بشم ![]() نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
![]() سلام دوستان میخواستم چندتا ازعکس هایی که پسرم از خونه بابابزرگش گرفته بگذارم یکروز اومد بهم گفت که مامان دوربین چطورکارمیکنه فقط یه دکمه ساده یادش دادم بعد بایه عالمه عکس ازتمام زوایا اومد پیشم باورم نشد امادیدم واقعا پسرم استعدادعجیبی برای عکاسی داره دوست دارم عکسهاشو ثبت کنم اگه شما جایی میشناسید بهم معرفی کنید تا استعدادش هدر نره ممنون ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
![]() نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۲ توسط پروین خلیلی پور
|
||
| Design By: Gogoli-temp.blogfa.com | ||